واقعا دوست دارم بگم خدایا شکرت... دیروز که رفتم دکتر نفرای آخر بودم. منشی بیچاره اینقدر از صبح کار داشت و مریض فرستاده بود داخل داشت از حال می رفت! همون موقع گفتم خداروشکر که من الان کارم اینجوری نیست و این همه فشار ندارم. من خیلی از دورانهای سخت رو گذروندم و از این بابت خداروشکر می کنم...