خانم سین تمرین را خیلی دوست دارد. شاید هیچکس به اندازه خانم سین لذت نواختن را نتواند درک کند آن هم بعد از چند سال درد و ناراحتی و سختی کشیدن...
خانم سین خیلی آرام است... خیلی خیلی آرام است... کاش می توانست همه ی حرفها و کارهای آقای میم را بگذارد به پای رابطه ی کاری... اما متاسفانه هر چه بیشتر پیش می رود کمتر میتواند این حس را داشته باشد...
انگار همانطور که امید بهش گفت رفتن و امتحان دادن پایان ماجرا نبود... تازه شروع است... آقای میم الان بهانه دارد که هر وقت دلش خواست زنگ بزند...