در ابهام

دیگه ابهام مهم نیست. هر چی خدا بخواد همون میشه. من راضیم.

در ابهام

دیگه ابهام مهم نیست. هر چی خدا بخواد همون میشه. من راضیم.

86

خانم سین تمرین را خیلی دوست دارد. شاید هیچکس به اندازه خانم سین لذت نواختن را نتواند درک کند آن هم بعد از چند سال درد و ناراحتی و سختی کشیدن...
خانم سین خیلی آرام است... خیلی خیلی آرام است... کاش می توانست همه ی حرفها و کارهای آقای میم را بگذارد به پای رابطه ی کاری... اما متاسفانه هر چه بیشتر پیش می رود کمتر میتواند این حس را داشته باشد...
انگار همانطور که امید بهش گفت رفتن و امتحان دادن پایان ماجرا نبود... تازه شروع است... آقای میم الان بهانه دارد که هر وقت دلش خواست زنگ بزند...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد