X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 17 مرداد 1396

475

نوشته شده توسط خانم سین در ساعت 11:34

چقدر موضوع هست که آدمو یاد گذشته ها بندازه... امروز صبح همش این جمله ها تو ذهنم مرور میشد...

خانم سینی که خسته شده بود و همه ی اراده و توانشو جمع کرد و به استادش گفت:  بعد از این دیگه اگر کاری داشتید برای خودتون انجام میدم...و روی "خودتون"تاکید کرد و استادش، کسی که بعدها ادعا کرد از هیچی خبر نداره بدون معطلی گفت: یعنی برای من آره اما برای ح.س.ی.ن نه؟! 

هعی... همین حرف کلی معنا داشت اما اونا جوری رفتار کردن که نه فقط روی این حرفشون که روی همه ی حرفاشون و حرکاتشون و روی همه ی حرفها و حرکات بقیه ادما هم چشم پوشیدم... 

استااااد! تو که ادعا کردی از هیچی خبر نداری چی شد که تا من این حرفو زدم صاف رفتی سر اصل مطلب و فهمیدی منظورمو... اصلا تو که خودت به زبون آوردی چرا بعدها گفتی من از هیچی خبر نداشتم!

نظرات (0)
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد